گزارشی از بازدید مدیر کل زندانها و جمعی از مسئولین قضایی استان از خانواده های بی بضاعت مددجویان

زیر زمین حدودا ۲۰ متری یک مغازه آپاراتی در حاشیه ی شهر، پله های سیمانی و شکسته، شیشه های چسب زده و درب های زنگ خورده ورودی منزل خانواده نیازمند یک مددجو مورد بازدید رضا ذوالفعلی نژاد مدیرکل زندان های استان به همراه محمدحسین رحیمی معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری یزد، مسیبی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح و جمعی از مسئولین انجمن حمایت از خانواده زندانیان و اداره کل زندان ها بود.

لبخندی با نشانه ی خیرمقدم و خوش آمد، نخستین تصویری بود که از این خانه ی کوچک و البته پر رمز و راز شاهد بودیم هرچند از آب و جاروی پله های سیمانی ورودی خانه می توان فهمید که همسر مددجو و سرپرست خانواده، انتظار حضور مسئولین را می کشید.

وارد خانه شدیم، یک یخچال قدیمی، چند دست رخت خواب، کمد شکسته ی مملو از لباس، میزتلوزیون به همراه جالباسی شلوغ و جاکفشی و … دور تا دور این فضای کوچک چیده شده و تنها چند گلدان کوچک به همراه پرنده ای تنها در قفس، حیات این زندگی را صدا می زد و سکوت سنگین جمع را می شکست.
آشپزخانه اما در گوشه ی فضای شرجی و گرم این زیرزمین و در میان انبوه اسباب و اثاثیه ها خودنمایی میکرد.

این تنها ظاهر خانه ای است که ۵ سال پیش سایه سنگین مواد مخدر، سرپرست را از آن گرفت تا همسر و ۲ فرزند نیازمند به حمایت و عاطفه ی پدر، اینگونه در گوشه ای از شهر ساکن شوند.
کودک ۷ ساله خانواده معصومانه در فضای کوچک یک در یک و نیم زیر پله ای که مادر به شکل اتاق خواب برایش مهیا کرده، خواب است و شاید رویای زمانی که سایه پدر بر سرش بود را مرور می کند.
اما فرزند بزرگ خانواده که پسر ۱۵ ساله ای است در منزل حضور ندارد، جویای احوالش شدیم، مادر علیرغم اینکه در ظاهر سعی داشت خود را کنترل کند، از گرفتاری جدید زندگی پر رمز و رازش پرده برداشت.
آری، پسر ۱۵ ساله نیز مسیر پدر را در پیش گرفته و به دام اعتیاد گرفتار شده است.
البته مادر معتقد بود با کمک پدر بزرگ و یکی از کمپ های ترک اعتیاد، مشکل فرزندش حل شده و تعطیلات تابستان را در مغازه آپاراتی تحت نظر پدربزرگ مشغول به کار است.
وقتی پرونده قضایی همسرش توسط مدیرکل زندان های استان بررسی شد و خبر دادند که حبس ۱۵ ساله اش با عفو مقام معظم رهبری به ۷ سال تقلیل یافته، خدا را از سر شوق شکر کرد و زمانی که متوجه شد همسرش می تواند با استفاده از آزادی مشروط، از زندان رها شود، اشک از گوشه ی چشمان رنج کشیده اش جاری شد.
آری، این خانواده هموطن ، چند سالی است که حمایت های انجمن حمایت از خانواده زندانیان و حقوق کمیته ی امداد تنها محل امرار معاش آنها است و به قول مادر خانواده، تنها شانس او این بوده که برای فضای کوچک زیرپله ی مغازه پدر شوهرش ساکن است و اجاره نمی دهد. مسئولین صحبت های او را شنیدند و در خصوص رفع برخی از مشکلات، قول مساعد دادند، با این حال گویی همین دیدار او را از بسیاری غصه ها فارغ و روزنه های امید را در زندگی اش پدیدار ساخت.
کارشناس انجمن حمایت از زندانیان سبدکالای مواد غذایی را گوشه ای آشپرخانه گذاشت و مسئولین با بدرقه مادر، همگی از خانه خارج شدند.
دو منزل دیگری که مورد بازدید مسئولین در این روز بود نیز اوضاع بهتری از این خانواده نداشتند، با این تفاوت که به تمام این مشکلات و تهدیدها، بیماری سرپرست خانواده و معلولیت فرزند را نیز اضافه باید کرد.
حضور معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری و رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح در این بازدید و مشاهده مشکلات خانواده مددجویان که بخشی از جامعه هستند، تلنگری بود تا زمینه های بازدید مسئولین استان نیز از وضعیت این طیف خانواده ها فراهم آید و برنامه ریزی اساسی در راستای رسیدگی به مشکلات و پیشگیری از آسیب های اجتماعی آنان طرح شود تا با همت همگانی آسیب های ناشی از این معضلات به حداقل برسد .

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*